""

اگر از زمین برویم در کدام ستاره یا سیاره می توانیم زندگی کنیم قسمت۱

0

اگر از زمین برویم در کدام ستاره یا سیاره می توانیم زندگی کنیم و در کجا باید به دنبال خانه ی نو بگردیم
زندگی در میان ستارگان
در تمام عالم با وسعت غیر قابل تصورش، در میان میلیاردها کهکشان و میلیاردها ستاره و بی شمار سیاره و قمری که به دور آنها در حال چرخش دائمی اند، تاکنون تنها نقطه ای که می دانیم می تواند از وجود حیات انسان پشتیبانی کند و به او اجازه زیست بدهد، همین زادگاه حیات، خانه مادری ما و زمین زیبای ماست. شاید در بسیاری نقاط دیگر چنین امکانی وجود داشته باشد. اما هنوز از آن بی خبریم و همچنان زمین تنها خانه و پناهگاه ماست. اما ما با زمین مهربان نیستیم. زمین همچون کشتی ای که مسافرانش را در میان دریایی پر طوفان و پر خطر محافظت می کند، آسیب پذیر است و ما انسان ها به تعبیر سعدی بر سر شاخه نشسته و بن می بریم. به وضعیت زمین نگاه کنید. سال ۱۹۰۰ میلادی کل جمعیت ما روی زمین یک میلیارد و ششصد میلیون نفر بود. یک میلیارد و ششصد میلیون انسان که روی این سیاره زندگی و از منابعش استفاده می کردیم. آب شیرین را می نوشیدیم و از جنگل هایش برای ساخت و ساز بهره می گرفتیم و زمین های طبیعی را برای مصارف کشاورزی و دامداری ، تغییر کاربری می دادیم و به حوزه زیستی دیگر موجودات این سیاره که در کنار هم شبکه پیچیده زیستی زمین را تشکیل می دهند تجاوز و تعدی می کردیم . اما در سال ۲۰۰۰ تعداد ما انسان های روی زمین افزایش یافته و جمعیت ما به شش میلیارد و هفتاد میلیون نفر رسید

زمین از فضا
به مدد رشد فناوری های جدید، هم به طور میانگین از طول عمر بیشتری برخوردار شده بودیم و هم نیازهایمان ارتقا یافته بود. حجم مصرف مواد اولیه به طور چشمگیری نسبت به قبل افزایش یافته بود. و در نتیجه فشاری که به طبیعت آوردیم نیز جهش چشمگیری به خود دید
ما در حالی در حال بیشتر شدن و نیازمند منابع جدید هستیم که برای استخراج این منابع، طبیعت خود را نابود می کنیم. برخی برآوردها می گویند تا نیمه قرن جاری ما و عملکرد ما و تاثیرات رفتارهای ما ، باعث انقراض بین ۳۰ تا ۵۰ درصد همه گونه های زنده روی زمین می شود. به عبارت دیگر، ما اکنون در میان یک دوره انقراض بزرگ قرار دادیم.
تغییرات اقلیمی، نابودی جنگل ها، تغییر چرخه های آب و هوایی، رشد بیماری ها و آفت ها مختلف و از همه مهم تر پایان یافتن منابع قابل برداشت روی زمین و همه وهمه باعث می شود که ادامه حیات ما به شکل امروزی اش در آینده با خطر روبرو شود. آینده میان مدت برای زمین آینده درخشانی نیست و از آن بحرانی تر اینکه ممکن است در این بین دست به کاری بزنیم که روند موجود تخریب محیط زیست را شدت ببخشد. یکی از این اقدامات احتمالی ، آزاد کردن یکباره انبوهی از گازهای گلخانه ای پنهان شده در زیر لایه های قطب است. جایی که امروز به سرعت در معرض تخریب قرار دارد و فعالیت های اکتشافی برای استخراج نفت در لایه های قطبی می تواند ذخیره های گازهای گلخانه ای را یکباره وارد زمین کرده و ما را با بحرانی کم نظیر مواجه کند.
شاید هیچ یک از این اتفاق ها نیفتد، اما اینها گزینه هایی غیر واقعی نیستند ممکن است روزی ما با موقعیتی روبرو شویم که بفهمیم سیاره ما توانایی خود برای حمایت از حیات انسان ها را از دست داده یا حداقل نمی تواند از همه مان محافظت کند و ما برای ادامه بقا نیازمند هجرت از زمین هستیم یا حداقل لازم است بخشی از جمعیت خود را به به خانه جدید بفرستیم، اما اگر آن روز فرا رسد که ناچار به سفر از خانه شویم کجا باید برویم.
شاید همانند داستان فیلم میان ستاره ای ، آن قدر خوش شانس نباشیم که تمدنی شگفت انگیز (حتی شاید آینده خود ما) کرم چاله ای را کنار سیاره زحل برای ما قرار دهد،بعد به کمک آن به سوی منظومه ای برویم که احتمالا یکی از سیاره های اطرافش برای زیست ما مناسب باشد.

زمین از فضا

قدم اول به سوی مدار
شاید نخستین جایگاهی که بتوانیم به آن نگاهی بیندازیم. مدار زمین باشد. جایی که تجربه طولانی برای اقامت در آن داریم از اولین روزهای عصر فضا ، ما پایگاه های کوچکی در مدار زمین ساختیم و در نهایت، اکنون به پروژه ایستگاه بین المللی فضایی رسیده ایم. آزمایشگاهی مداری که تنها ۳۷۰ کیلومتر از سطح زمین فاصله دارد و میزبان چند فضانورد است که طولانی ترین مدت اقامت شان در این ایستگاه به یک سال می رسد. این ایستگاه در شرایط فعلی عمری محدود دارد و برای تامین مواد لازم برای بقای خود و دفع ضایعاتش وابسته به زمین است. گروه فوق العاده بزرگی با هزینه فوق العاده بالا در حال تلاش برای حمایت از بقای این ایستگاه هستند .
اگر قرار باشد روزی بخشی از مردم به مدار زمین مهاجرت کنند به فکر ایستگاه نباشید ، ما باید شهرهایی در مدار زمین بسازیم. ایده ساخت چنین شهرکهایی باید فراتر از ساختار ایستگاه ها و حتی هتل های فضایی باشد که همین الان درباره اش بحث می شود. یکی از نیازهای چنین ساختاری، احتمالا تامین گرانش مصنوعی آن است . ایستگاه های دواری که کمک می کند کمی از تاثیرات عدم حضور گرانش کاسته شود.

مدار زمین
اما در بهترین شرایط، باز هم چنین سازه مستقلی نمی تواند از تعداد بالایی از جمعیت پشتیبانی کند . برای اینکه جمع کثیری از مردم را برای زیست در چنین ساختاری جای دهیم ، به طوری که بخشی از منابع را تامین کنین هم از زمین نیز به عنوان نوعی حامی حیات بهره ببریم، ایده ای وجود دارد که آرتور سی کلارک ایده پرداز و نویسنده علمی تخیلی برجسته و آینده نگر بزرگ دوران ما در آخرین قسمت از مجوعه اودیسه خود به نام ۳۰۰۱:اودیسه نهایی ترسیمش کرده است.
به جهانی فکر کنید که در آن ما توانسته ایم آسانسورهای فضایی بسازیم . پایه های اصلی این آسانسورها، در نقاط مختلف روی استوانه ی زمین قرار دارند و در قالب برج هایی عظیم تا مدار زمین ثابت ، ادامه یافته اند . این آسانسورها در مدار کلارک یا زمین ثابت (نقطه ای در فاصله نزدیک به ۳۶ هزار کیلومتری از سطح زمین و جایی که سرعت گردش مداری با سرعت دوران زمین به دور خود یکسان است و امروزه مقر هواپیماهای مخابراتی شده) به جای اتصال به پایگاهی کوچک ، به بخشی از یک سازه عظیم وصل می شوند که به شکل ابرحلقه ای غول آسا زمین را در برگرفته است . در طبقات بی شمار این برج ها ، کارخانه های تولید غذا و انرژی و بازیافت و در طبقات متعدد حلقه مصنوعی زمین، زیستگاه کنترل شده ای برای انسان های آینده قرار دارد. آنها در حال تزدیک زمین فرسوده هستند که به حیات شان در فضا ادانه می دهند و همزمان از منابع زمین و منابع فضایی به خصوص منابع سیارک ها و سیاره ها و اقمار منظومه شمسی استفاده می کنند . ایده فوق العاده در خشانی که متاسفانه در چشم انداز کوتاه مدت نمی گنجد. در اندیشه کلارک و در سال ۳۰۰۱ میلادی هنوز این حلقه به طور کامل تکمیل نشده است. بنابراین با روندی که با آن روبرو هستیم شاید باید به دنبال راههای دیگری بگردیم.

دانستنیها

پارس کده

 

 

مطالب مرتبط

اشتراک:

درباره نویسنده

نظر خود را بیان کنید