حرف آخر ، بابا یا مامان

0

«من همیشه میگم بچه باید … اما پدرش موافق نیست و با من همکاری نمی کنه»، «من معتقدم بچه باید … اما مادرش فقط لوسش می کنه»، «من تمام تلاشم را می کنم که پسرم یاد بگیره …، اما پدرش همه تلاش های من رو به باد می ده» و «من هزار بار برای دخترم توضیح دادم که … اما وقتی مادرش رعایت نمی کنه، اونم به حرف من گوش نمی ده». از این دست جملات زیادند که از زبان بعضی پدر و مادرها شنیده می شود.

 

به گزارش روزنامه خراسان، در ادامه رضا آذریان، کارشناس ارشد روان شناسی در این باره توضیحاتی ارائه می دهد.

از بین رفتن قدرت والدین
از عواقب ناهماهنگی والدین، این است که قدرت آن ها در کنترل فرزند کم می شود. وقتی مادر می گوید این کار بد است اما به نظر پدر بد نیست، پس شاید واقعا بد نباشد و فرزند می تواند آن را انجام دهد. به علاوه، وقتی مادر مخالف است و پدر مخالف نیست، اگر مادر بخواهد فرزند را تنبیه کند، پدر از او دفاع خواهد کرد. همه این موارد مجوزهایی است برای این که فرزندان زیر بار قوانینی که والدین وضع می کنند نروند. آن ها یاد می گیرند این خانه قانون مشخصی ندارد و اصلا دلیلی ندارد که مطابق قوانینی رفتار کرد که یک نفر در خانه وضع کرده است.

چه باید کرد؟
حالا که عواقب ناهماهنگی بین شیوه های تربیتی پدر و مادر را دانستید، بهتر است راهکارهای بهتر هماهنگ شدن را هم بیاموزید.

مشکلات زوجی را با این موضوع قاطی نکنید
معمولا اولین قدم این است که والدین بخواهند به این هماهنگی برسند. گاهی، لجبازی ها و خشم هایی که برسر موضوعات دیگر دارند، روی تربیت فرزند تاثیر می گذارد. وقتی من زورم به خانواده همسرم نرسد، می توانم فرزندم را علیه آن ها بار بیاورم. بنابراین، اول باید خشمی را که از موضوعات دیگر مانده و رقابت جویی خودمان را از تربیت فرزند جدا کنیم.

انتظارات تان از فرزند را فهرست کنید
بعد باید دید که اصلا هرکدام از والدین واقعا چه می خواهند و چه انتظاری دارند؟ یک برگه سفید بردارید و کل انتظارات خود را بنویسید. حالا همه فهرست خود را بخوانید و بسنجید که چقدر عینی نوشته اید. عینی یعنی این که دقیق، جزئی، عملیاتی و روشن باشد. کلی گویی کمکی نمی کند. «می خواهم فرزندم منظم باشد» می تواند تعاریف متفاوتی داشته باشد. «می خواهم فرزندم مودب و وقت شناس باشد» یعنی دقیقاً چه کار کند؟

عکس کارتونی خانواده 3 نفره

فهرست انتظارات تان را جزئی بررسی کنید
به طور مثال بنویسید که فرزندتان باید کتاب هایش را در اتاق خودش روی قفسه کتاب ها بگذارد. اسباب بازی هایش را بعد از بازی در سبد کنار تختش بریزد. وقتی وارد خانه مادرم می شویم، به پدر و مادرم سلام کند. وقتی می خواهیم به مهمانی برویم، زمانی که قرار است همه آماده باشند، او هم آماده باشد. قرار نیست همیشه مادر بگذرد یا پدر کوتاه بیاید، از استدلال هایی استفاده نکنید که اوضاع را بدتر می کند مثل این که چون مادر بیشتر وقت ها خانه است، حق بیشتری در تربیت فرزند دارد یا پدر چون مسئول فرزند است، باید تعیین کننده باشد. سعی کنید یکدیگر را درک کنید. از همسرتان هم بخواهید دقیقا همین کار را انجام بدهد یعنی همسرتان هم فهرست خودش را دقیق و روشن بنویسد.

به یک فهرست مشترک برسید
حالا فهرست ها را کنار هم بگذارید و مقایسه کنید. موارد مشترک را علامت بزنید؛ قوانینی که هر دو بر سر آن ها توافق دارید. بعد به سراغ مواردی بروید که در آن ها با هم اختلاف نظر دارید. کدام را باید انتخاب کرد؟ نکته مهمی که باید به خاطر داشته باشید این است که هر دو به یک اندازه در تربیت فرزندتان حق دارید. دختر یا پسر شما، همان قدر فرزند شماست که فرزند همسرتان. با این دید که ببینید، شاید به نظر طرف مقابل تان، هرقدر هم که مخالف اعتقاد شما باشد، بیشتر احترام بگذارید و آن را به عنوان خواسته همسری که به اندازه شما حق دارد بیشتر بپذیرید. در این موارد، سعی کنید به یک راه حل میانه برسید. مادر قدری از معیارهای سختگیرانه اش کوتاه بیاید و پدر هم قبول کند که قدری محدودیت قائل شود.

وقتی راه حل میانه ای وجود ندارد
در برخی موارد، اختلاف به صورتی است که راه حل میانه ای برای آن وجود ندارد. در این صورت چه باید کرد؟ پاسخش این است که یکی از طرفین باید بگذرد. به خاطر منافعی که هماهنگی والدین برای فرزند و تربیت او و نیز ارتباطش با والدین دارد، در هر مورد بدون راه حل میانه، یکی از والدین باید نظر دیگری را بپذیرد. سعی کنید در این حالت تعادلی وجود داشته باشد و هر دو واقعا راضی باشند وگرنه بی فایده خواهد بود. دلایل خود را به نحوی بیان کنید که طرف مقابل بتواند خودش را جای شما بگذارد و دلیل شما را درک کند. در برخی موارد هم فقط باید ساده بگذرید.

مطالب مرتبط

اشتراک:

درباره نویسنده

نظر خود را بیان کنید