""

مطالب طنز جدید (شبکه های اجتماعی)

0
  1. به مونالیزا بگید اگه چیزی هست بگه به ما هم بخندیم
  2. توی «اینترنت اکسپلورر» یه tab رو می بندی، نیم ساعت فکر می کنه، بعد تب بغلیش با آرنج بهش می زنه بهش میگه با هوی توئه ها اُسکل
  3. بودن با تو لیاقت نمی خواد، اعصاب قوی می خواد!
  4. می گن هیچ جا خونه خود آدم نمی شه. زر مفت می زنن! رفته بودم هتل پنج ستاره، به همین برکت خواستم برگردم. با لگد برم گردوندن
  5. رفتم کتابخونه گفتم ببخشید از سعدی چی دارین؟ میگه کتابشو می خوای؟ گفتم نه انگشتری، لباسی، کفشی، کلاهی اگه مونده می خوام.
    لبخند کودک شاد
  6. دیشب بی خوابی زد به سرم منم برگشتم با مشت زدم تو صورتش. والا! شوخی که ندارم با بی خوابی
  7. قورمه سبزی خیلی بی شرفه. چی می شد به غذاهای دیگه هم یاد بده تو یخچال چی کار می کنه که فردا خوشمزه تر می شه؟
  8. موفق ترین آدما کسایی هستن که با رفقای خودشون مشورت می کنند و دقیقا عکسش عمل می کنن
  9. آقای مجری: چرا موهات سیخ وایساده؟ یه دونشون سفید شده بقیه به احترامش وایسادن
  10. بعضی موقعا هم هم یه چیزایی تو یخچال پیدا می کنم که فقط ۲ ۳ سال از خودم کوچکترن
  11. زندگی از همون اولش هم سخت بود، فقط اولش ما بچه بودیم حالیمون نبود
  12. یکی از بدترین خیانت های نویسنده ها در حق ما این بود که می گفتن روباه پنیر می خوره؟
  13. رفیقم منتظر کارای ویزایش جور بشه بعد تا آخر سال بره اروپا رو بگرده منم منتظرم فوتبال ۲۰۱۵ بیاد ببینم میشه با هاشم بیک زاده توپ رو از رونالدو گرفت یا نه…
  14. دیروز زنگ زدم آژانس، میگه: ماشین می خواستین؟! میگم نه، امشب شب مهتابه حبیبیم رو میخوام
  15. بچه ها این نیمه گمشده من هنوز پیدا نشده. خواهشاً اگه پیداش کردین اونقدر بزنینش که یه گوشه تلف بشه. زنگوله پای تابوت که نمی خوام والا
  16. بعضیا هم مثل انگشت کوچیکه پا می مونن واسه اینکه جلب توجه کنن خودشون رو به در و دیوار می زنن
  17. نقشه شیلی به شکلیه که اگه تو خواب غلت بزنی از مرز خارج می شی.
  18. بعضیا رو هم اگه با پودر بیست و چهار آنزیمم بشوری بازم لگه ننگشون از زندگیت پاک نمی شه
  19. توجه کردین به اینایی که تو مهمونیا کباب باد می زنن، وقتی ازشون تشکر می کنی تندتر باد می زنن؟
  20. مهمترین آرزوی من اینه که دوربین عکاسیم با آینه خونمون به توافق برسن که من دقیقا چه شکلی ام
  21. تو مترو اومدم کتابم رو ورق بزنم، دست راستی گفت صبر کن دو خط مونده، دست چپی گفت شما نکبتا مگه کلاس تندخوانی رفتین؟
  22. یکی از دلایلی که من موفق نمی شم اینه که بعدش همه ازم شیرینی می خوان
  23. داداش سرده شما یه کاپشن بپوش پشتش یه برگه بزن: «شش سال سابقه بدنسازیِ»
  24. خدایا من دلسوز نمی خوام، لکسوس می خوام. اگه لکسوس باشه دلسوز هم خودش پیدا می شه
  25. یه موقعی تو مراسم عقد سکه می دادن بعدش نیم سکه … بعدش ربع سکه … بعد سکه یه گرمی و پارسیان شد … اگه این جوری پیش بره زمان ازدواج ما بهمون کارت صد آفرین هم نمیدن
  26. ظاهرا آدم همه چیز رو راحت از دست می ده جز وزن
  27. پل عابر پیاده زدن واسه امنیت. شب می خوای ازش رد شی انقدر سبیل کلفت اون بالا خوابن که اگه با چشم بسته از اتوبان رد بشی امنیتش خیلی بیشتره
  28. دوست مورد نظر در دسترس نیست، لطفا در موقع خوشحالی تماس بگیرید
  29. دیروز با مامانم دعوام کردم اما به حدی نبود که بشه یه آلبوم داد بیرون. فعلا سه تا تک آهنگ آماده کرده ام تا بعداً
  30. دختره دستش می خوره به کیبورد و اینتر می شه؛ زیرش هفتصد و پنجاه تا نظر میخوره با دوهزارتا لایک! اونوقت پسره یه جمله فلسفی عارفانه می نویسه که حافظ و مولوی ببینن قفل می کنن اونوقت پایینش یه دونه کامنت می خوره اونم دوستش براش نوشته: از کی تا حالا سیب زمینی ام شده جزء میوه ها؟
  31. پیاده شدن از مترو تو ایران مثل شنای قورباغه می مونه؛ باید جمعیت جلوی در مترو رو بشکافی تا بتونی پیاده بشی
  32. دوره ما معلم می گفت فلان دفتر رو در بیارید، اول بوی نارنگی می زد بالا
  33. مرد ایده آل زندگی اونیه که مستقیم نامزدش رو ببره جیگرکی؛ کافی شاپ مافی شاپ سوسول بازیه
  34. دیروز به خواهرم گفتم بلند شو برام آب بیار؛ گفت برو پی کارت من خودم از تشنگی دارم ماست می خورم

مطالب مرتبط

اشتراک:

درباره نویسنده

نظر خود را بیان کنید