آیا داشتن رابطه های عاشقانه باعث ترس از ازدواج می شود

0

جوانان امروزی نسبت به نسل های پیشین دیرتر ازدواج می کنند؛در واقع امروزه سن ازدواج بالا رفته است.جوانان و نوجوانان در سنین پایین وارد روابط عاطفی متعددی می شوند که اگرچه در ظاهر خوب و ایده آل است، اما اندکی نمی گذرد که مشکلات کوچک و بزرگی بروز می کنندو گاهی مشکلات به جایی می رسند که دو طرف نمی توانند این ارتباط را حفظ کنند و در نتیجه آن را خاتمه می دهند. هرچه تعداد روابط عاطفی بیش از ازدواج بیشتر می شود و سن دخترآن و پسران بالاتر می رود،تصمیم گیری برای انتخابی مهم و دایمی دشوارتر خواهد بود؛یعنی این روابط سبب می شود تا افراد مجرد دیگر اعتمادی به جنس مخالف نداشته باشند و از آنجایی که بارهاشکست را در روابط عاطفی تجربه کرده اند،از ورود یه رابطه ای پایدار می ترسند؛زیرا در روابط قبلی خود بسیار آسوده خاطر بوده اند؛چرا می دانستند هیچ تعهد مکتوبی به طرف مقابل ندارند و در نتیجه هرگاه احساس کردند دیگرمایل به ادامه این رابطه نیستند، می توانند آن را پایان دهند اما در زمان ازدواج و عقد رسمی،دیگر نمیتوان به سادگی قبل ارتباط را پایان داد؛ در نتیجه این مسئله‌ در دل جوانان ترسی ایجاد می کند که بسیاری از آنها را کاملا از ازدواج منصرف می کند.

روابط عاشقانه متعدد و ترس از ازدواج

ترس از ازدواج

اگرچه شکست عاطفی تلخ و دردناک است اما همین که فرد می داند اجباری در حفظ این ارتباط ندارد کار را برایش ساده تر می کند اما در ازدواج (تست روانشناسی ازدواج :چقدر عاشق هستید و اعتماد دارید)باید صبوری کرد و تا حد ممکن برای حفظ زندگی کوشید.برقراری روابط عاطفی متعدد در میان جوانان معمولا  از نظر آنها لذت بخش است اما برای این روابط باید بهای گزافی پرداخت. ناامیدی از آینده و ازدواج و زندگی مشترک ،شک و تردیدنسبت به جنس مخالف و بی میلی به پذیرش تعهد همه از اثرات شکست های متعدد در روابط عاطفی هستند که شاید از دیدگاه جوان امروز مشکل خاصی نباشد اما زمانی که این جوانان دوران جوانی را پشت سر می گذارند، مطمئنا دیگرچنین عقیده ای نخواهند داشت و آن زمان برای پایه گذاری زندگی مشترک دیر خواهد بود.

زمانی که فردی وارد ارتباطات متعدد می شود،از این ارتباطات متنوع خسته و آزرده می شود و بسیاری از آنها به این دلیل از ازدواج صرف نظر خواهند کرد.در واقع این افراد از ارتباطات عاطفی اشباع می شوند و زمانی متوجه اشتباه خود خواهند شد که دیگر نمی توانند اقدام مفیدی انجام دهند. فردی که در یک رابطه ناموفقی قرار بگیرد، معمولا احساس پس زدگی می کند؛زیرا در بیشتر موارد ، این رابطه با رفتارهای تند و خشن دو طرف پایان می یابد و در نتیجه آنها با دل شکستگی از یکدیگر جدا می شوند. احساس پس زدگی و حقارت اگر برای یک نفر چندین بار تکرار شود ممکن است او را به فردی تهاجمی تبدیل کند که تمایل دارد قدرت خود را ثابت کند و به طرف مقابلش نشان دهد که ارزشمند و قوی است.مسلما هر فردی دوست دارد همسرش قدرتمندباشد اما این افراد به دلیل تجربیات تلخی که داشته اند نمی توانندبه شیوه‌ای درست ، قدرت واقعی خود را نشان دهند.

افراد متاهلی که در دوران تجرد خود، بارها روابط عاطفی ناموفقی را  تجربه کرده‌اند در زندگی مشترکشان دچار ترسی هستند که هرگز آن ها را تنها نمی گذارد.آن ها از این تصور که ممکن است اخلاق همسرشان مانند افراد پیشین باشد یا به آنها خیانت کند، آنها را ترک کند و یا به دلیل کوچک ترین مسئله ای رابطه شان را به هم بزند واهمه دارند. همین ترس اجازه نمی دهد که آن ها از زندگی شان ولو کاملا موفق لذت ببرد.

ناپایداری زندگی مشترک ،تصوری آزاردهنده برای این افراد است که بسیاری از اوقات به آنها اجازه نمی دهد تا برای حفظ زندگی شان تلاش کنند.گاهی در زندگی کنونی فرد اتفاقی مشابه موارد قبلی می افتد که لزوما نتیجه آن مشابه ارتباطات‌ قبلی نیست اما فرد در آن لحظه نمی تواند واقع بینانه برخورد کند و ناخودآگاه رفتاری از خود نشان می دهد تا تجربه ای که از روابط قبلی اش داشته است، تکرار نشود ؛ مثلاخانمی را در نظر بگیرید که در رابطه قبلی اش دائما به طرف مقابل اظهار علاقه می کرد و بعد از مدتی ارتباط او با آن مرد به مشکل برخورد کرد و دلیل آن از نظر مرد،زیاده روی خانم در اظهار محبت و علاقه بوده‌است و اکنون این خانم از اینکه به همسرش بسیار ابراز علاقه کند،واهمه دارد؛پس سعی می کندتا از ابراز علاقه خود در زندگی مشترک کنونی اش بکاهد؛ در حالی که اکنون همسرش مردی است که به ابراز محبت کردن های مداوم نیاز دارد و همین موضوع ،مشکل جدیدی را به وجود می آورد .

از طرف دیگر شکست های متعدد در زندگی موجب می شود برخی افراد  از شکستی دیگروحشت داشته باشند؛پس در برابر طرف مقابلشان تسلیم محض می شوند و همه مشکلات و ناراحتی ها را در خودشان می ریزند که مبادا بار دیگر شکست را تجربه کنند. این افراد هرگز از زندگی شان لذت نمی بزند و وجودشان سرشار از عقده های روانی می شود.

اعتماد به نفس این افراد بسیار پایین است؛ زیرا بارها به شخصیت آن ها توهین شده،غرورشان در زندگی شکسته شده و عواطفشان نادیده گرفته شده‌است. مواردی که ذکر کردیم نمونه‌هایی از مشکلاتی هستند که روابط عاطفی متعدد را برای افراد شکل می دهند و کار را به جایی می رسانند که جوانان از ازدواج و تشکیل خانواده پشیمان می شوند و از آن حذر می کنند.

اختصاصی پارس کده

مطالب مرتبط

اشتراک:

درباره نویسنده

نظر خود را بیان کنید