اراده چیست و چگونه با برنامه ریزی اراده ای قوی داشته باشیم

0

اراده:آیا برای انجام کارها ا راده می کنیداما نمی توانید  آنها را دنبال کنید؟آیا اضافه وزن دارید؟آیا نمیتوانید عادت های بدتان را ترک کنید؟آیا فرد خوش قولی نیستید؟آیا در مقابل وسوسه ها ضعیف هستید؟آیا ورزش نمی کنید؟ اگر پاسخ به این سوالات منفی است پس این مقاله به درد شما نمی خورد اما اگر فکر می کنید شما هم در این موارد دچار مشکل هستید تا پایان این مجموعه از مقالات ما را همراهی کنید.  چشمانم را نیمه باز می کنم  و نگاهی به ساعت می اندازم.ساعت نزدیک۱۱ است اما توان ندارم تا از تخت خواب بیرون بیایم .نمی توانم صبح زود بیدار شوم.با اینکه می دانم باید فکری به حال این رفتارم بکنم ،اما نمی توانم .

چگونه اراده قوی داشته باشیم

اراده

مدت هاست که اضافه وزن دارم و نمی توانم در برابر وسوسه خوردن خودم را کنترل کنم.

همسرم با عصبانیت عینک و کیف و دسته کلیدم را از روی میز پذیرائی برداشت و به اتاق برد. در راه انگار با خودش حرف می زد: “نمی دانم تا این اتاق چقدر راه است که به خودشان زحمت نمی دهند وسایل را سرجایشان بگذارند.”دوباره صدایش را شنیدم که می گفت: “خیلی سخت است بشقابی را که در آن میوه خورده اید ، خالی کنید و اگر قسمت شد آبی هم در آن بگردانید؟” او راست می گفت هیچ نظمی در زندگی ام ندارم .قانونمند بودن برایم ناممکن است.در نمونه های بالا به نداشتن اراده و نیروی کافی اشاره شده است که شخص فکر می کند اگر آن نیرو را داشت می توانست به گونه‌ای دیگر عمل کند اما در هر یک از این مثالها به نیروی قوی و بازدارنده ای هم اشاره شده است که شخص را از رسیدن به هدفش باز می دارد؛بنابراین نمی توانیم بگوییم وقتی از کمبود یا فقدان اراده رنج می بریم نیروی کافی در ما وجود ندارداما می توانیم بگوییم نیرویی در جهت نادرست ،مشغول به کار است و ما را به سوی چیزی هدایت می کند که در لحظه می خواهیم ؛نه آن چیزی که به نفعمان است.

اراده چیست؟

در وجود هر انسان دو نیروی مثبت و منفی وجود دارد که دائما با یکدیگر در کشمکش هستند.برای غلبه هر یک از این دو قوه بر دیگری ،نیرویی لازم است که آن را اراده می نامیم ؛البته این نیرو معمولا در یکی از قوه ها به صورت غریزی تامین می شود؛به عبارت دیگر اراده نیرویی است که به کمک آن ،در پی آنچه که می خواهیم می رویم اما اراده ای که در خدمت غریزه است اغلب کور است و صرفا به تامین خواسته ها و لذت های آنی می پردازد.همانطور که در مثال های بالا می بینیم، این نوع اراده ، ما را به کاری وا می دارد که صرفا لذت لحظه‌ای از زندگی مان را تامین می  کند اما برای تامین منفعت های واقعی باید خود را وادار به  انجام کارهایی کنیم که مغایر با نیروی طبیعی و غرایز ماست.

اساسا اراده نیرویی بسیار عظیم است که ما می توانیم هم در جهت مثبت و هم در جهت منفی از آن استفاده کنیم.همانطور که در بالا گفته شداگراین نیروی عظیم در اختیار بخش مثبت وجودمان و در خدمت اهداف عالی قرار بگیرد و از آن بهره برداری شود، می تواند چیزهای زیادی را به دست آورد اما اگر این انرژی در اختیار بخش منفی باشد، بی اختیار و باهمان شدت ما را به سوی بی هدفی یا اهداف ناصحیح و در یک کلام، زوال خواهد برد.

وقتی با این نیرو ،کاری سودمند انجام نشودکه به نفع فرد و در نهایت اجتماع باشد،اصطلاحا گفته می شود که فرد بی اراده است حال آنکه در حقیقت چنین چیزی صحت ندارد؛زیرا پافشاری بر تصمیمات و اهداف ناصحیح هم نوعی اراده محسوب می شود؛اراده ای ناآگاهانه و بی تدبیر؛برای نمونه هیچ کدام از ما،فلان فرد معتاد را که اراده عجیبی در پیدا کردن موادمخدر دارد،یا فلان قاتل زنجیره ای را که اراده ای آهنین برای یافتن قربانیان خویش و طراحی جنایت هایش دارد، تابید و تحسین نمی کنیم؛در این مقاله اراده را به صورت مثبت آن در نظر می گیریم و آن را نیرویی اگاهانه می نامیم که با عقل به کار می افتد و در جهت رسیدن به هدفی ناصحیح و مفید به کار گرفته می شود.

برای همه‌ی ما پیش آمده است که با خواندن مطلبی در روانشناسی یا دیدن فردی موفق و یا حتی تحت تاثیر انگیزه ای درونی،شوری را در خود احساس کنیم و تصمیم بگیریم به خودمان تکانی بدهیم و کاری کنیم که زندگی مان متحول شود یا حداقل از حال روزمرگی خارج شویم .اتفاق افتاده است که هدفی آرمانی ترسیم کرده و بعد از چند روز متوجه شده ایم که انگیزه مان کمرنگ شده است و از آن شور و نشاط خبری نیست.گاهی هم شرایط را نادرست ارزیابی کرده و دلسرد و ناامید آن کار را رها کرده ایم .اشکال کار کجا بوده است؟آیا ما انسانی فاقد اراده هستیم؟چه عواملی برای تقویت اراده از عوامل تعیین کننده هستند؟دو عامل آگاهی و هدف صحیح ،نقش بسیار موثری در میزان اراده فرد دارند.

تعیین هدف در واقع تصمیمی اگاهانه است مبنی بر اینکه این نیروی عظیم در خدمت کدام بخش “مثبت و منفی”قرار گیرد.ابتدا باید از فواید انجام یک کار و مضرات انجام ندادن آن آگاه شویم و هدفی را برای خود به درستی تعریف کنیم.در اینجا منظور ازکسب آگاهی کسب دانش نظری و تئوری نیست؛زیرا چنین دانشی ،انگیزه و محرک لازم برای عمل را ایجاد نمی کند.در اینجا نوعی آگاهی مدنظر است که از عمل کردن و کشف روابط علت و معلولی به دست می آید.این نوع آگاهی چون بر تجربه استوار است، می تواند محرک لازم را برای شخص به وجود می آورد.برای کسب چنین دانشی باید وارد گود عمل‌ شویم.در مرحله نخست توجه ما به عمل یا سخن یا فکر و یا ایده ای جلب می شود و آن را مدنظر قرار می دهیم .در مرحله بعد که “تفکر”نامیده می شود،ذهن موضوعی را که مورد توجه قرار داده است،بررسی و ارزیابی و تجزیه و تحلیل  می کندو شیوه به کار گرفتن آن را طرح ریزی می کند.مرحله سوم، ایده یا اصلی را که پس از ارزیابی و تفکر پذیرفته ایم،به حافظه می سپاریم و عمل به آن را بر خود واج می دانیم و سعی می کنیم در هر فرصت آن را انجام دهیم و در مرحله پایانی که همان تحلیل است،باید به ایده پذیرفته شده عمل کرده و این عمل را به دفعات تکرار کنیم.فرض کنیم هدفی که برای خود درنظر گرفته ایم این است که با همنوع خود به نیکی رفتآر کنیم؛وقتی که این صفت اخلاقی توجه ما را به سوی خودش جلب کرد مرحله نخست را که همان توجه است، پشت سر گذاشته ایم .در مرحله بعد سعی می کنیم که محاسن و فواید و شیوه اجرای اعمال نیک نسبت به هم نوع را تجزیه کرده و تحلیل کنیم، یعنی می اندیشیم که چگونه ،نسبت به چه کسی و تا چه حدی باید این اعمال را انجام بدهیم.در مرحله سوم ، عمل به نوع دوستی و کمک به دیگران را بر خود واجب می دانیم و سعی می کنیم در هر فرصت به آن عمل کنیم.مرحله چهارم هم که عمل کردن و استمرار و پشتکار در تکرار عملی است که بر خود واجب دانسته ایم.هدفی هم که در نظر می گیریم باید دقیق ،منطقی،متناسب با توانایی و استعدادهایمان باشد. اهداف ما نباید جاه طلبانه ،دست نیافتنی و به دور از حقیقت باشد.اگر تحت تاثیر احساسات آنی و شور و هیجان هدفی را تعیین کنیم مسلما ، هم در تعیین هدف اشتباه می کنیم و هم در رسیدن به آن از اراده ای کافی بهره مند نخواهیم بود.

اختصاصی پارس کده

 

مطالب مرتبط

اشتراک:

درباره نویسنده

نظر خود را بیان کنید