اهمیت عدد ۴۰ (چهل)در فرهنگ ایرانی و اسلامی

0

در هر فرهنگی یکسری اعداد خود و بد از نظر مردم وجود دارد که برخی از این اعداد خوبند و برخی بد.مثلا دقت کنید در فرهنگ ما به اعداد هفت و چهل زیاد اشاه شده است

همانطور که گفتیم یکی از این اعداد عدد چهل است این عدد خصوصیتی دارد که دیگر اعداد ندارند که اکنون آن را بررسی می کنیم.

چهل سالگی

عقیده بر این است که شخصیت انسان تا چهل سالگی شکل گرفته و از آن پس تحولات درونی دراو سخت تر می شود و عقل و درک آدمی دراین سن به کمال می رسد  و زمینه های مسولیت پذیری در این مقطع سنی بیشتر ظهور و بروز می کند حجت خداوند بر او تمام شد ه و  جهالت جوانی از وی فاصله گرفته حق واجب خداوند را درنیکی به پدر و مادر می شناسد و از سوی دیگر درچهل سالگی صفات اخلاقی در او قوی تر شده و از آن پس از او جدا نمی شود.شاید یکی از علل بعثت پیامبر اسلام در ۴۰ سالگی همین عامل باشد.

در روایات چنین آمده است زمینی که روی آن انسان و انبیاء الهی زندگی می کنند چهل روزدر مرگ آنان میگرید.و اینکه ملاقات خصوصی حضرت موسی و ذات اقدس الهی چهل شب بود که در میعادگاه به عبادت پرداخت و یا اینکه درنماز شب سفارش شده است که چهل مومن را دعا کنید و همسایگان را تا چهل خانه گرامی بدارید.در روایات زمان تخمیر طینت آدم ها چهل روز بیان شده است .این ها نشان می دهد که چهل سالگی از برجستگی خاصی برخوردار است.

جالب است بدانید چهل سالگی و سالهای نزدیک به آن سن اوج گیری خلاقیت هنری است و بسیاری از نویسندگان بهترین آثارشان را در محدوده همین سن و سالها آفریده اند.سخنوران ادب فارسی نیز بارها از چهل سالگی بعنوان سن کمال یاد کرده اند.ناصرخسرو بااستفاده از ذوق و قریحه شاعری و تواناییهای علمی  که داشت توانست به دربار غزنویان راه پیدا کند و تا چهل سالگی در دربار پادشاهان به ثروت اندوزی پرداخت تا اینکه شبی در خواب دید که کسی به او می گوید:چرا اینقدر شراب می خوری تا خرد و دانائیت از بین برود؟ناصر خسرو درجواب گفت تنها شراب می تواند غم و اندوه دنیا را کم کند .آن شخص جواب داد:دربی خودی و بی خردی و بیهوشی راحتی وجود ندارد.حکیم باید مردم را به آگاهی  دعوت کند و آنان را هوشیارسازد.ناصرخسروجواب داد چطور به این درجه نائل شوم؟آن شخص گفت:جوینده یابنده است بعداز اینکه از خواب بیدار شد با خود گفت:از خواب  دوشین بیدار شدم،اکنون باید که از خواب چهل ساله نیز بیدار شوم و بدین ترتیب از شغل دیوانی دست می کشد و سفری معنوی را آغاز میکند.او در دیوان خویش آورده است:

             بنگر که کجا می روی ای رفته چهل سال             چون آب سوی جوی زبالا سوی محشر

مولوی هم تا سن چهل سالگی و تا پیش از دیدار با شمس شعری نسروده بود و مجموعه هفتاد هزار بیت دیوانش و مثنوی هایش حاصل سالهای بعد از سن چهل سالگی اوست.

فردوسی سن چهل سالگی را طلایه دار پیری می شمارد:

چو سن جوان برکشد تا چهل                غم روز مرگ اندر آید به دل

نیز نظامی گنجه ای در آستانه چهل سالگی مخزن الاسرار را سرود:

طبع که با عقل به دلالگی است            منتظر نقد چهل سالگی است

تا به چهل سال که بالغ شود                نقد سفرهاش مبالغ شود

یارکنون بایدت افسون مخواه               درس چهل سالگی اکنون مخواه

مطالب مرتبط

اشتراک:

درباره نویسنده

نظر خود را بیان کنید